آیدا خانمآیدا خانم، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 16 روز سن داره

نی نی جدیدمون

هشت ماهگیت مبارک عزیز دلم

با تاخیر چندین روزه  هشت ماهه شدنت رو تبریک میگم . گل کوچولوی من .   آیدای گل مامان در هشت ماهگی یاد گرفت که : بدون کمک راحت بشینه و البته از تکیه گاه بگیره و بلند شه !!!!! و این تلاشت برای من قابل ستایشه  دختر کوشای مامان ... درسته که به اندازه آبجی محتاط نیستی و تا حالا بارها بخاطر عجله برای وایسادن زمین خوردی و دل مامان هزار تیکه شده برات و البته بخاطر شیطونی زیاده از حدت چند بار از روروک زمین خوردی ( یعنی روروکت رو  چپه کردی !!! ) ولی ناراحت نیستم چون میدونم که داری تمرین میکنی برای فعال بودن و  شاید هم بعدا ورزشکار بشی ..... نسبت به آبجی تو خیلی وابسته تر به من هستی یعنی بغل هر کی باشی منو که ببینی...
12 شهريور 1394

هفت ماهگیت مبارک عزیز دلم

  یکم دیر شده ولی امروز بجای 17 روز پیش تولدت رو تبریک میگم  عزیزکم . شیرین مامان هر چی که بزرگتر میشی  زیبا تر و شیطون تر هم میشی .دختر ناز و دوست داشتنیی شدی . ماه قبلی خیلی ناگهانی اولین دندونت دراومد و با فاصله یه هفته دندون کناریش هم ..  و الان تو یه خرگوش کوچولو هستی که با لبخند های همیشگیت دل آدم رو میبری ...... شاید چون من مامانتم انقدر برام شیرینی .................... ولی هستی .... آیدا جونم توی این ماه به خوبی گاگله کردن رو یاد گرفته و همینطور میتونه مامان و بابا و دد  و بوفف   رو به خوبی بگه  و از بس شیطون شده دیگه نمیتونم تنهاش بذارم  .. رابطش با آیلار بهتر شده و خیلی هم دو...
4 مرداد 1394

شش ماهكيت مبارك عزيز دلم

ايدا خانم شش ماهه شده دخترك شيرين من خيلي شيطون و نازه \ بعضي وقتا احساس ميكنم خدا بيشتر از اونجه استحقاقشو داشتم بهم داده و حالا مثل هميشه ازش تشكر ميكنم  مرسي خداي خوبم  ايدا خانم در شش ماهكي ميتونه غلت بزنه و روي دستاش بلند بشه و جند سانت جابجا بشه  تازه براش غذا شروع كردم و بنظر مياد كه خيلي غذا دوس داره هرجي كه جلو دستش باشه توي دهن ميكنه مخصوصا تسبيح مادرجونش رو ز كه قرمز رنكه خلاصه كه اين خانم هم مث ابجيش خيلي خودشو توي دل همه جا ميكنه حتي ايلار هم با ديدن لبخندهايي كه بهش تحويل ميده بهم ميكه نكا مامان اجيب جقد ميخنده   دوسش دارم اااااااااجيب ( كه البته يعني أبجي ) ...
21 خرداد 1394

آیدا خانم 5/5 ماهه شده

سلام به یکی از دوتا دختر شیرین دنیای من آیدا خانم الان 5/5 ماهه است و یه دختر ناز و خوشکله با چشمای خاکستری که دل همه رو برده و با لبخندای همیشگیش بیشتر از آبجی آیلارش توی جمع گل میکنه ... بععععععععله . به قول معروف کوچیک ترم رشید ترم ...... به پا قدم آیدای گلم مرخصی شش ماهم داره 9 ماهه میشه و من و دخملام سه ماه دیگه رو هم میتونیم شاد و خوش در کنار هم باشیم .... الهی شکر آیدا خانم تا امروز فقط میتونه غلت بزنه و روی دستاش بلند بشه یعنی هنوز سینه خیز نمیره ... جواب زبونکامونم میده اصلا وقتی منو  باباییشو  میبینی فک میکنه عاشق زبونکاشیم و ما رو کلی محظوظ میکنه .... چه کنیم که خدا بچه ها رو جذاب آفرید و پدر و مادر رو ... ...
6 خرداد 1394

تولد آیدا

سلام به دختر کوچیک مامان آیدا  آیدا خانم بالاخره بعد از یه هفته بستری بودن من توی بیمارستان در18 آذر 93 دقیقا در 37 هفتگی با وزن 670/2و قد 48  به دنیا اومد .... و مامان و بابا با دیدن سلامتیش  اشک شوق ریختن ..... برای اولین بار که پزشک بیهوشی تو رو به من نشون داد و  با خنده گفت  دخترت کچله خانم ساریخانی... از شادی دیدن دخترکوچولوی سالمم لذت بردم و اون لحظه به این فکر  نکردم که چقدر دخترم کوچولو ئه و عین لبو قرمز و کچل ......  با اینکه یه تحول بزرگ توی زندگیمون اتفاق افتاده بود مخصوصا برای آیلار  ، به راحتی تونستیم باهاش کنار بیایم و یه خانواده شلوغ چهار نفره ...
5 بهمن 1393

آیدای کوچولوی من ...

عزیز دل مامان تو امروز 35 هفته و 5 روزته و  من مشتاق تر از همیشه منتظر قدم های کوچولوی تو هستم . کوچولوی من لطفا فقط تا اواخر هفته آینده تحمل کن و از خدا بخواه که فشار مامانی رو بالا نبره که مجبور نشیم زودتر از موعد به دنیا بیاریمت .  به احتمال خیلی زیاد  این آخرین پستی هست که از وقتی تو دلمی برات میذارم . به امید اینکه پست بعدیی که میذارم  در حالی باشه که تو به روی من لبخند میزنی و من از خوشحالی داشتن دو تا فرشته کوچولو به خودم افتخار میکنم ...   ...
8 آذر 1393

هفته سی و پنجم جنینی آیدا

سلام آیدای مامان امروز تو دقیقا 34 هفته و سه روزته و من هر روز که میگذره خوشحالتر و مطمئن تر میشم که اگه خدایی نکرده بخاطر فشار خونم که گاهی بالا میره مجبور بشن تو رو با سزارین بیرون بیارن میتونی این بیرون رو تحمل کنی آبجی آیلار 36 هفته و پنج روزه که بود به دنیا آوردنش یعنی 16 روز دیگه !!!!! فکر کردن بهش بهم استرس میده چون هنوز تصمیم قطعی نگرفتم که کجا برم و برای سزارین برنامه ریزی نکردم .... راستشو بخوای خیلی سخته مامانی من ولی ارزش داشتن تو رو داره . پس منتظرتم که با سلامتیت تحمل این دوران و استرس عمل و درد اون رو برام شیرین کنی .... به خدا میسپارمت دختر گلم و همیشه ی همیشه بدون دوستت دارم و خواهم داشت ...حتی اگه خدا تقدیرمون ...
29 آبان 1393

مادرانه - هفته سی و سوم

 سلام به کودکی که درونم آرام جا گرفته  و رشد میکند .و من مطمئنا خوشبخت ترین انسان روی زمینم و از اینکه تو را حمل میکنم به خود میبالم . دختر کوچک من : ایدا وقتی به تو فکر میکنم که با وزن تقریبی 2 کیلو  و قد 43 سانتی خود میتوانی اینطور حرکت کنی و غلت بزنی و پوست شکمم را چند سانت بالا ببری  از شادی هیجان زده میشوم . تو حتما دختر قوی و محکمی خواهی شد و هیچ سدی تو را از تلاش باز نخواهد داشت . به مادر قول بده که اهمینطور خواهی ماند . اشک در چشمانم موج میزند امروز که برایت مینویسم . از موجودی که درون من رشد میکند از آیدا مینویسم . از دختر کوچکم . من به درد های شبانه ام ، به سنگینی روزانه ام ، به تنگی نفس و فشا...
17 آبان 1393

نی نی 26 هفته ای من

سلام به دختر 26 هفته ای مامان آیدا جونم عزیزدلم  پریروز منو بابایی با آبجی آیلارت رفتیم سونو برای دیدن سلامتی تو ولی متاسفانه اجازه ندادن بابایی با آبجی بیاد داخل و فقط من بودم که موفق به دیدن خوشکل خانومم شدم . دخمل کوشولوی من !!!! الان تو طبق سونو 732 گرم وزن داری وخدا رو شکر کاملا سالم و سرحال والبته شکمو هستی چون توی سونو دیدمت که همش داشتی دهنت رو باز و بسته میکردی  زبون بامزه ات هم کاملا دیده میشد !!!!! نمیدونم تا چه حد درست حدس زده باشم ولی احساس کردم قیافه ات بیشتر از آبجیت شبیه به من هست اخه ایلار جونی بیشتر شبیه به بابائیه . حالا میبینیش خیلی دختر ماهیه حتما بخاطر داشتنش خوشحال میشی . شک ندارم .امیدوارم که خواهرا...
1 مهر 1393